...محکوم به انتظارمی نویسم از درد نبودنش

هنوزوقتی آسمان دلم ابریست

لمس سبک دستان مهربانت را روی موهایم حس میکنم

تو هنوز با تمام نبودنت تنها پناهگاه من از این آدمهایی...

محمدم از اینکه امروزدیدمت روحیه تازه تری پیدا کردم احساس میکنم داری میشی همون محمد خودم

نمیدونی وقتی صدات میکردم و نگام میکردی چقدر خوشحال بودم

محمدم اونقدر فراغتو کشیدم که وقتی کنارمم بودی بازم میگفتم دلم واست تنگ میشه

عزیز کاس میشد واسه همیشه کنارم میموندی

کاش بازم میگذاشتی میدیدمت

محمدم دیوانه وار میخوامت,عزیز اونقدری میخوامت که حاظرم تا آخر عمرم حتی اگر

برنگردی بازم به پات بمونم

محمدم شب هایی که بی خبر از حالو روزتم تمام غم ها سراغم میاد

محمدم از وقتی رفتی گریه شده همدم تنهاییام

کاش با برگشتنت تمام روزهای تلخمونو خاتمه میدادی

محمد کاظمم نفسم واست در میاد

محمدم من بی تو میمیرم,محمدم قلبم تا ابد جایگاه توئه...

عزیز دل منی ...

 

+ نوشته شده در جمعه 1390/04/31 22:49 star star |


همه ی احساسم را به حراج دل نامهربانت گذاشتم
گمان می کردم عاشقی
و دلی به رنگ همه ی بی رنگی ها داری
ولی افسوس.....
سهم من از همه ی روزهای عاشقی فاصله هاست
شب تاری را به خاطر می آورم
که همه ی رویاهایم به یک باره زیر تلی خاکستر دفن شد
شب تاری که خاطره اش مثل روز برایم روشن است
دلم را شکستی
منی که با صداقت همیشگی ام بودنت را از عمق جان طلب می کردم
و تو تنها بی کسی را از آن همه عاشقی سهم همیشگی چشمان منتظرم کردی
این چه رسمی است؟؟؟
آمدی،عاشقم کردی،خواستمت،نماندی و رفتی...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/30 21:2 star star |


 

یــادت میاد محمدم

یـــــادت میاد محمدم

یـــــادت میاد عزیزم...

یـــــادت میاد همیشه دلتنگ بودیم...

یـــــادت میاد چه ساده خوشحال بودیم...

یـــــادت میاد میگفتی عزیزم باورم کن...

بـــــاورت کـــردم عـــشــقـم امــــــــــا...

امـــا چــــــرا گذاشتی رفتی؟؟؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/30 20:57 star star |


 

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد یکی را دوست دارم همان کسی
که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگیم را
با گرمای عشق او میگذرانم کسی را دوست دارم که میدانم
هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم
یکی را دوست دارم
بیشتر از هر کسی همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد
یکی را دوست دارم
که میدانم او دیگر برایم یکی نیست او برایم یک دنیاست
یکی را برای همیشه دوست دارم
کسی که هرگز باور نکرد عشق مراکسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه
از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم یکی را تا ابد دوست دارم
کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که
او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ،
کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندیدو لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود
آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم کسی که لحظه ای به پشت سرش
نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم
کسی را دوست دارم که برای من بهترین است از بی وفایی هایش که بگذرم
برای من عزیزترین است یکی را با همین قلب شکسته ام با تمام احساساتم
بی بهانه دوست دارم
کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد
یکی را دوست دارم
با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما من دیوانه وار تنها او را دوست دارم ...

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/04/27 19:6 star star |


 

امشب دلخسته از ندیدنت به تنهاهمدم شبهای بی تو بودنم پناه آورده ام

گناه من تنها دل سپردن به دریای دل تو بود و تو تاوانش را خوب به چشمانم بخشیدی

                        چشم دوختن به جاده ای که مسافرش هیچ وقت خدا به مقصد نخواهد رسید

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/04/26 18:47 star star |


با چه نگاهی دردم را بفهمانم؟

با چه زبانی حرفم را حالی کنم؟

با کدامين فرياد عقده ی دلم را خالی کنم؟

دلی که می سوزد وهيچ کس جز تو نميتواند سوزش آن را مرحم سردی باشد

دلی که هر لحظه با توست وبه ياد توست اما تو يک لحظه هم با این دل همراه نيستی

آه اگر بدانی چه احساس تلخی است تنهایی!

وای اگر بدانی چه لحظات سختی است بی تو بودن!

ای کاش برای يک بار هم که شده می شد رو دررويت ايستاد ای کاش برای يک بار هم که شده می شد در حضور تو گريه کرد اشک ريخت ناله کرد

ای کاش درد هم قابل ديدن بود وتو خود می ديدی که جز درد هيچ چیز ندارم ! تا کی بايد سوختن؟

تا کی بايد گريه کرد وآه کشيد؟

تا کی می توان حسرت خورد ودرد تنهایی را چشيد تا کی می توان از درد سخن گفت؟

قلبم همچنان شکسته و دلم چشمهايم پر از اشک واميدوار به فرداها... تا شاید مرحمی برایش باشد...

 

+ نوشته شده در جمعه 1390/04/24 21:11 star star |


منو تنها گذاشتی رفتی بی آنکه فکر کنی بی تو چی کار کنم , مهم نیست چون حتماً آینده ی روشن تری بدون من داری,هر چی فکر می کنم می بینم که من چه فرقی با اون غریبه داشتم.

مگه من برات کم گذاشته بودم که منو رها کردی و رفتی. من همونی هستم که برای تو همه کاری می کردم. شبها تا صبح بیدار بودم تا به تو فکر کنم, هر صبح به آینه نگاه می کنم. هر روز پیر تر می شم.

اون لبانی که تو بر اونا بوسه می زدی دیگر نای تکون خوردن ندارن, از بس که تورو در آغوشم گرفتم تمام لباسهایم بوی عطر تورو گرفته,می خواستم بهت بگم مگه آغوش من برات کم بود ولی وقتی دیدمت لبام بسته شد.

 تو به جای دستای من دست یکی دیگه رو گرفتی و من نامت را هر ثانیه در قلبم مرور می کنم .

زندگی را همیشه باتو خواستم حالا که دیگر با من نیستی باز هم تنها زندگی را برای تو می خواهم ولی با تنهایی خویش ...

انتظار

می دونی چطوری منتظرم...
هر شب با خیال خام با تو بودن می خوابم ِهر صبح به امید دیدنت از رختخواب بلند می شم.
طاقتی که بهم دادی دیگه داره یواش یواش تموم می شه بهت گفتم که من بی تو آروم آروم نفس می کشم تا نفسهام تموم نشه.
کا ش می تونستم انتظارو از لغت نامه ها حذف کنم یا که فراموش کنم من منتظرم
اما نمی شه من با تو بودنو نبودنم همش یکیه با تو بودن عاشقم و نگران بی تو بودن.
و بی تو بودن عاشق ترم و نگران با تو بودن.
نمی دونم که اینا رو می خونی یا هنوزم فکرمی کنی حرفام بچگونه است.
اما اگر اومدی و خوندی بدون که این بچه در کمال بزرگی داره باهات حرف می زنه ، تظاهر به

 بزرگی سخته تظاهر به تحمل کردن سخته.
مهربونم تموم حرفایی رو که زدی وقت دلتنگی هام مرورشون می کنم تا یادم نره یه زمانی ما

 با هم حرف می زدیم.
بهم گفتی تنهام نمی گذاری اما من همیشه تنهامو تنها کسی که منو تنها نگذاشته غم دوریه تو ست .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1390/04/22 12:32 star star |


امروز دلم خيلي هواتو کرده...

امروز خيلي دلم مي خواد از تو بگم...

امروز بد جوري حضور دستاي مهربونت رو روي شونه هام کم دارم.....

امروز هواي گريه دارم...

دلم خيلي برات تنگ شده....

خيلي به بودنت نياز دارم......

                                                   دلم ميخواد کنارم باشي......

ميخوام که باشي.....

مي خوام سرمو بذارم رو شونه هات....

مي خوام تمام دلتنگي هامو تو بغلت گريه کنم...

کاش مي دونستي تو دلم چه خبره...

کاش بودي......

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1390/04/21 12:31 star star |


  برات بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه

                      بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات

 

     بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده

        باز هوای تو رو دارم بهونه هام خیلی شده

 

                              بخوای نخوای دوست دارم بیای نیای منتظرم

                                                        بگی نگی دق میکنم اگه تو تنهام بذاری

 

         بگی نگی این روزا بازم خیلی دلم تنگه  برات

            بدجوری تنهام دوباره بی تو با اون رنگ چشات

 

                                                                          بگی نگی چند وقته که دلتنگیام زیاد شده

                                                                                    باز هوای تو رو دارم بهونه هام خیلی شده

      کاشکی تو گرمای نگات بغض یخیمو بشکنم

      حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم

 

                                  تو لحظه های خستگیم سر روی شونت بذارم

                                                           تو اوج بی کسیم نیای  به گریه عادت میکنم

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/04/19 9:48 star star |


 

کاش پيشم بودي تا همه ي درد هاي بي تو بودنم رو مي ديدي ...
کاش پيشم بودي تا وا سه يه لحظه همه اشکامو از دوري مي
ديدي...کاش پيشم بودي تا ذره ذره جون دادنامو مي ديدي ... کاش بودي و مي ديدي چه طور جداييرو تحمل میکنم...

کاش بودي و فقط يه لحظه ؛واسه يه لحظه صداتو مي شنيدم ...
کاش بودي و مي ديدي که دلم از غصه پوسيداز بس شبا به
انتظارت نشستم...دستام و واسه دوباره ديدنت به سوي آسمون خدا دراز کردم واين دل ديونه ام رو واسه داشتنت پيش خدا گرو گذاشتم ...

کاش خدا فقط يه بار واسه يه بار به اين دل ديوونه من  که از جدايي يارش داغون شده نگاه کنه...اون خدايي که همه مي گن پيش دلاي شکسته است يه نگاه کوچولو به اين دل خسته ام کنه...کاش خدا يه فرصت دوباره بهمون بده تا به قول هايي که به هم داديم عمل کنيم ....

يادت هست بهم قول داده بودي تا آخرش فقط واسه من مي موني تا جون داريم فقط مال هم بمونيم ... هيچ وقت دروغ نگيم ...هيچ وقت هم ديگرو ناراحت نکنيم...يادت هست خواستم تا آخرش به پات بمونم ...يادت هست خواستم تا آخرش به پات بمونم ...يادت هست خواستم فقط مال تو بمونم ...

يادت هست که دروغ نگفتم اذيتت نکردم ...پس چرا بهم دروغ زدی اونقدر دروغ زدی تا طاقتم تموم شد و خواستم کاری کنم تا از درد دلم با خبر بشیاما چرا رفتي چرا زير قولت زدي...چرا...چرا...تنهام گذاشتي ... اي خدا برگردون اونو پيشم... خدايا اين تاوان عشق و دوست داشتنه ... اگه اين نيست پس چيه...خدايا نشونم بده به حرف هاي دلم که شبا برات مي زنم گوش می کنی


الا ن 3سال تمام به پاش نشستمو و الانم  به انتظار بر آورده شدن حاجتم رو به تو شبا به در خونه ی تو میام با چشمایی پر از اشک  اما هنوز از در گاهت یه جوابم نگرفتم...ای خدایی که پیش دلای شکسته ای دل منم شکسته است پس چرا دعای منو بر آورده نمیکنی...

تو که می دونی من بدون اون می میرم ... پس چرا اونو ازم دورتر و دورتر میکنی چرا ازم امتحان های سخت سخت می گیری ... هر سختی که بهم بدی هر بلایی که سرم بیاری من که از تو جدا نمی شم پس اینقدر عذابم نده ...بزار واسه یه لحظه حسش کنم اون خوشبختی که می دونم تو کنار اون واسم برآورده می شه خدایا بیش از این دلمو نشکن ...

خدایا کاری کن محمد کاظمم برگرده من با محمد خوی گرفتم اونو قلبا مرد زندگیم میدونستمبراش خیلی وفاداری و سختی کشیدم , مهری تو دلش بنداز تا برگرده خدایا پس چرا صدامو نمیشنوی منی که این همه به درگاهت اومدم محمدمو بهم برگردون خدایا قول میدم اگر محمدم بهم دروغ زد و من اشتباه کردم از این حس انتقامم همرو کنار بذارمو یه زن وفادار واسش تا آخر عمر بمونم .

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02 10:23 star star |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

محمد کاظمم برای تو می‌نویسم...

برای تو که روزی آرزویم بودی و اکنون عزیزترین تکیه‌گاهم. برای تو که حتی اگر دورترین جای دنیا باشی، باز هم خانه‌ای کنارم و در قلبم خواهی داشت...
.
.
قبل از اینکه بخواهی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی، در راه من قدم بزن.
اشکهایی بریز که من ریختم، دردها و خوشی های مرا تجربه کن، سالهایی را بگذران که من گذراندم، آنطور که من شکستم بشکن....!
و دوباره برخیز و مجددا در همان راه سخت قدم بزن، همان طور که من انجام دادم...
بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی...
.
.
بعضی وقت ها چیزی مینویسی
فقط برای یک نفر...
اما دلت میگیرد وقتی یادت می افتد که هرکسی ممکن است آن را بخواند جز آن یک نفر...!
.
.
محمدم نمیدونم لحظه ای که بشنوم آغوشت مامن امن دیگریست چه
حسی را تجربه خواهم کرد!
می میرم؟
.
.
محمدم یه وقت هايی هست که جز به بودنت،
دلم رضایت نمی دهد
حالا من از کجا "تو" بیاورم ؟؟؟!
.
.
هي غريبه !
رو کسی دست گذاشتی
که همه ی دنیامه !
بی وجدان!
اینقدر راحت به او نگو عزیزم...
.
.
بدترین شکل دلتنگی آن است که
کسی را که دوست داری کنارت
باشد ولی بدانی که هرگز به او نخواهی رسید...!


صفحه نخست



نوشته های پیشین

مهر 1392

شهریور 1392
مرداد 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390



پیوندها

*دخترک قاتل سارای خوبم*
موفقعیت نامحدود
*هنوز دوستت دارم*
*همیشه عاشق بمان*
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin